http://serialetorki-noor.persianblog.ir/
با تشکر :مدیریت وب
سريال تركي
http://serialetorki-noor.persianblog.ir/
با تشکر :مدیریت وب
http://serialeturki.persianblog.ir
دوستون دارم

فاطمه گل(با بازی Beren Saatبازیگر نقش بهتر در عشق ممنوعه) دختر ساده و بی تکلفی است که بعد از فوت پدر و مادرش همراه با برادرش در شهر توریستی چشمه(Cesmeواقع در غرب ترکیه )زندگی می کند.فاطمه گل که به مصطفی(با بازی Firat Celik)دلبسته است می خواهد تا هر چه سریعتر با او ازدواج کند تا هم از دست زن برادرش رهایی یابد وهم غم فقدان پدر ومادر را به فراموشی بسپاردولی آزار و اذیت او توسط چهار نقر مسیر زندگی او را به طور کامل عوض میکند در حالی که مصطفی دیگر حاضر نیست با او ازدواج کند او مجبور میشود تا به عقد کریم( یکی از چهار نفر با بازی Engin Akyurek) در آمده وهمراه با او به استانبول برود.ولی این پایان داستان نیست در حالی که فاطمه گل با شروع یک زندگی جدید در استانبول در پی فراموش کردن گذشته تاریک خود است و ورود دوباره مصطفی به استانبول همه چیز را عوض میکند.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


نظر فراموش نشه!













چون عکساش قشنگه دلم نمیاد نزارم.
![[تصویر: 06583807563299777498.jpg]](http://myup.ir/images/06583807563299777498.jpg)
![[تصویر: 41591273892038091248.jpg]](http://myup.ir/images/41591273892038091248.jpg)
![]()
![]()
.jpg)
.jpg)
.jpg)








.jpg)












![]()











نظر یادتون نره!![]()
كليپ قبول كردن خواستگاري هاكان از نانا پس از ورشكستگي
http://s1.picofile.com/file/6903783698/Video0085.mp4.html
يه كليپ از نانا و بازیگر نقش دلقک
http://s2.picofile.com/file/7131173973/evRIM.wmv.html
یه کلیپ بامزه از نانا(evrim akin)
http://s2.picofile.com/file/7129570856/EVRIM_Akin.mp4.html
کلیپ پیرزن شدن نانا
http://s2.picofile.com/file/7126691612/Nana.mp4.html
evrim akin and ebrahim tatlis

http://s1.picofile.com/file/6791428568/Evrim_Akin_And_Ebrahim_BezBebek_BlogFa.com).html
عکس های سریال ارزوی عروسک پارچه ای












کلیپ قسمت هیجانی:
در قسمت هیجانی قبلش سینگه راجع به نانا به هاکان بد میگه بعد هاکان برای اینکه حرف سینگه واقعیت نداشته باشه پنج دقیقه به دوازده شب دست نانارو میگیره نمیزاره بره نانا التماسش میکنه بچه ها تا صدای نانا رو میشنون میان پایین ولی هاکان بهشون میگه برن از اونور جوکر داره نانا رو تو صفحه جادویی نگاه میکنه ذوق میکنه و میگه آخ جون الان نانا عروسک میشه نانا به هر سختی از دست هاکان خلاص میکنه خودشو تا میاد بره بابای هاکان جلوشو میگیره نانا گریه میکنه کولینا میاد میبینه جوکر داره نگاه میکنه نانارو بعد ساعت دوازده شب هم گذشته نانا شانس میاره که اون شب عروسک نمیشه چون به انسان شدنش چیزی نمونده بوده جوکر ناراحت میشه از اونور نانا ذوق میکنه بعد هاکان بهش میگه خیلی دوست دارم نانا هم به هاکان میگه منم دوست دارم درواقع این دو قسمت قبل آخرین قسمتشه
http://s1.picofile.com/file/6928401406/%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C.mp4.html
نظر یادتون نره!